ما خواجهٔ ده نهایم ما قلاشیم
ما صدر سرانهایم ما اوباشیم
در این ابیات شاعر به پوچی و بیهویتی خود اشاره میکند. او میگوید که نه در دسته خواص قرار دارد و نه جزء قشر پایین جامعه، بلکه در میان این دو گروه بلاتکلیف است. احساس میکند که مانند یک نقاش، خود را نمیتواند تعریف یا مکان خود را پیدا کند و به نوعی در جستوجوی هویت خود است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ما خواجهٔ ده نهایم ما قلاشیم
ما صدر سرانهایم ما اوباشیم
نی نی چو قلم به دست آن نقاشیم
خود نیز ندانیم کجا میباشیم