گفتم که ز چشم خلق با دردسریم
تا زحمت خود ز چشم خلقان ببریم
شاعر در این ابیات میگوید که به خاطر مشکلاتی که دارد، خود را از دیدگاه مردم دور کرده است. او احساس میکند که درونش به گونهای شبیه خیال او شده است و اکنون با فاصله از نگاه مردم زندگی میکند. به عبارت دیگر، او تلاش میکند از زحمت و دردسرهایی که از سوی دیگران ایجاد میشود، دور بماند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم که ز چشم خلق با دردسریم
تا زحمت خود ز چشم خلقان ببریم
او در تن چون خیال من شد چو خیال
یعنی که ز چشمها کنون دورتریم