گفتم که دل از تو برکنم نتوانم
یا بیغم تو دمی زنم نتوانم
در این ابیات شاعر بیان میکند که هیچگاه نمیتوانم از عشق تو دل بکنم و حتی لحظهای بدون فکر تو زندگی کنم. در نهایت میگوید که حتی اگر بخواهم عشق تو را فراموش کنم، باز هم نمیتوانم. این ابیات نشاندهندهی عمق احساس و وابستگی شاعر به معشوق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم که دل از تو برکنم نتوانم
یا بیغم تو دمی زنم نتوانم
گفتم که ز سر برون کنم سودایت
ای خواجه اگر مرد منم نتوانم