گویی تو که من ز هر هنر باخبرم
این بیخبری بس که ز خود بیخبرم
این شعر نشاندهندهی شعور و آگاهی شاعر از خود و هنرهایش است. او به نوعی به بیخبری خودش از ذات و خویشتن اشاره میکند و میگوید تا زمانی که خودش را نشناسد، نمیتواند به محفلهای عالی و با شخصیتهای بزرگ بپیوندد. این بیانگر یک حس عمیق از جستجوی خودشناسی و نیاز به درک بهتر از خویشتن قبل از ورود به جمعهای مهم است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گویی تو که من ز هر هنر باخبرم
این بیخبری بس که ز خود بیخبرم
تا از من و مای خود مسلم نشوی
با این ملکان محرم و همدم نشوم