گر کبر بخوردهام که سرمست توام
مشتاب بکشتنم که در دست توام
شاعر در این ابیات به حالتی اشاره دارد که به خاطر عشق و وابستگی به معشوق، دچار خودپسندی و غرور شده است. او میگوید اگر غرورم را نشانهای از شادابی میبینی، زود مرا نکش، چون تمام وجودم در دست توست. شاعر به معشوق میگوید که زمین بسیار وسیع است، اما برای من که در چنگال تو هستم، کجا میتوانم بروم؟
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر کبر بخوردهام که سرمست توام
مشتاب بکشتنم که در دست توام
گفتی که زمین حق فراخست فراخ
ای جان به کجا روم که در دست توام