گاه از غم دلبران بر آتش باشم
گاه از پی دوستان مشوش باشم
در این شعر، شاعر از نوسانات احساساتش سخن میگوید. گاهی از دلشکستگی و غم یارانش ناراحت است و گاهی به خاطر دوستانش دلتنگ و ناآرام میشود. اما در نهایت، میخواهد از زندگی لذت ببرد و دنبال خوشی باشد، اما سوالش این است که به کدام دلیل و دلخوشی میتواند واقعا خوشحال باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گاه از غم دلبران بر آتش باشم
گاه از پی دوستان مشوش باشم
آخر بچه خرمی زنم راه نشاط
آخر به کدام دلخوشی خوش باشم