سر در خاک آستان تو نهم
دل در خم زلف دلستان تو نهم
در این شعر، شاعر عشق و علاقه عمیق خود را به معشوقش بیان میکند. او میگوید که حاضر است سرش را در خاک آستان معشوق بگذارد و دلش را در زلف او قفل کند. همچنین، از معشوقش خواسته تا لبهایش را به پیش او بیاورد، زیرا جانش به لب رسیده و میخواهد جانش را به بهانهای در دهان معشوق نهد. در واقع، این شعر بیانگر تمایل و اشتیاق عمیق شاعر به معشوق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سر در خاک آستان تو نهم
دل در خم زلف دلستان تو نهم
جانم به لب آمده است لب پیش من آر
تا جان به بهانه در دهان تو نهم