ز اول که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده در رهش فرسودم
در این بیت شاعر از ابتدا که به موضوع عاشقی گوش کرده، جان و دلش را فدای عشق کرده است. او فکر میکند که عاشق و معشوق دو هویت جداگانهاند، در حالی که در حقیقت آنها یکی هستند و او در این موضوع دچار تردید و نادانی بوده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز اول که حدیث عاشقی بشنودم
جان و دل و دیده در رهش فرسودم
گفتم که مگر عاشق و معشوق دواند
خود هر دو یکی بود من احول بودم