گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهدهست
از عشق برنگردد آن کس که دلشدهست
در این شعر، شاعر با استفاده از تشبیهات و نمادهای مختلف به توصیف عشق و ابعاد آن میپردازد. او میگوید که طعنه و سرزنش در عشق بیفایده است و کسی که واقعاً عاشق شده، هرگز از عشق بازنمیگردد. ماه و سگ به تصویر کشیده شدهاند تا نشان دهند که زیبایی و زشتی در کنار هم وجود دارند. شاعر همچنین به ثبات در عشق اشاره میکند و میگوید که عشق، ویرانی دو جهان را ایجاد میکند و ترک فواید دنیوی در عشق خود نوعی فایده است. در ادامه، شاعر پیشنهاد میدهد که باید خود را در عشق محو کرد و از جدلهای دنیوی پرهیز کرد. در نهایت نیز به هشدارهایی در مورد مشورت با زنان و لغزشهایی که در این زمینه ممکن است پیش بیاید، اشاره میکند و میگوید که در عشق باید واقعی بود و از سخنوری بیمورد دوری کرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهدهست
از عشق برنگردد آن کس که دلشدهست
مه نور میفشاند و سگ بانگ میکند
مه را چه جرم خاصیت سگ چنین بدهست
کوهست نیست که که به بادی ز جا رود
آن گله پشهست که بادیش ره زدهست
گر قاعده است این که ملامت بود ز عشق
کری گوش عشق از آن نیز قاعدهست
ویرانی دو کون در این ره عمارتست
ترک همه فواید در عشق فایدهست
عیسی ز چرخ چارم میگوید الصلا
دست و دهان بشوی که هنگام مایدهست
رو محو یار شو به خرابات نیستی
هر جا دو مست باشد ناچار عربدهست
در بارگاه دیو درآیی که داد داد
داد از خدای خواه که این جا همه ددهست
گفتهست مصطفی که ز زن مشورت مگیر
این نفس ما زنست اگر چه که زاهدهست
چندان بنوش می که بمانی ز گفت و گو
آخر نه عاشقی و نه این عشق میکدهست
گر نظم و نثر گویی چون زر جعفری
آن سو که جعفرست خرافات فاسدهست