رفتی و ز رفتن تو من خون گریم
وز غصهٔ افزون تو افزون گریم
شاعر در این ابیات از اندوه و غم خود به خاطر رفتن معشوق سخن میگوید. او به شدت ناراحت است و با هر اشکی که میریزد، غصهاش بیشتر میشود. حالا که معشوق رفته، او هم نمیداند چگونه باید گریه کند، زیرا هیچ چیز نمیتواند جای خالی او را پر کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
رفتی و ز رفتن تو من خون گریم
وز غصهٔ افزون تو افزون گریم
نی خود چو تو رفتی ز پیت دیده برفت
چون دیده برفت بعد از او چون گریم