دیوانهام و لیک همی خوانندم
بیگانهام ولیک نمیرانندم
شاعر در این بیت از احساس دیوانگی و بیگانگی خود صحبت میکند. او خود را دیوانه میداند و در عین حال دیگران او را به عنوان فردی بیگانه میشناسند، اما به او آسیبی نمیزنند. همچنین، او به مقایسه حال خود با سربازان آماده در نیمه شب میپردازد که در حالت مستی هستند ولی در روشنایی روز شناخته میشوند. در واقع، این اشعار نمایانگر تضادها و تناقضهای درونی شاعر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دیوانهام و لیک همی خوانندم
بیگانهام ولیک نمیرانندم
همچون عسسان بجهد در نیمهٔ شب
مستند ولی چو روز میدانندم