دوش ارچه هزار نام بر ننگ زدم
بر دامن آن عهد شکن چنگ زدم
در این شعر، شاعر از احساس شدید خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او با وجود اینکه نامهای زیادی را برای ننگ و درد خود انتخاب کرده، اما در نهایت متوجه میشود که با عشق و محبت به معشوق، دل خود را به او سپرده است. در پایان، اشاره میکند که عشق او همچون آبگینهای شکننده است که بر سنگی سخت برخورد کرده و در نتیجه آسیب دیده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دوش ارچه هزار نام بر ننگ زدم
بر دامن آن عهد شکن چنگ زدم
دل بر دل او نهادم از شوق وصال
هم عاقبت آبگینه بر سنگ زدم