دستارم و جبه و سرم هر سه به هم
قیمت کردند به یک درم چیزی کم
در این شعر، شاعر به نوعی از نواقص و بیتوجهی نسبت به خود اشاره میکند. او میگوید که حتی لباس و ظاهرش به قیمتی ناچیز فروخته شدهاند و این نشاندهندهی کمارزشی اوست. همچنین، او به این نکته اشاره میکند که هیچکس نامش را در دنیا نشنیده است و این حس بیهویتی و بیاعتباری را به وضوح بیان میکند. در نهایت، او با تأکید بر هیچ بودن خود، احساس تنهایی و عدماهمیت را منتقل میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دستارم و جبه و سرم هر سه به هم
قیمت کردند به یک درم چیزی کم
نشنیدستی تو نام من در عالم
من هیچکسم هیچکسم هیچکسم