در باغ شدم صبوح و گل میچیدم
وز دیدن باغبان همی ترسیدم
در این شعر، شاعر در باغ مشغول چیدن گلهاست و از دیدن باغبان ترس دارد. او صدای شیرین باغبان را میشنود و متوجه میشود که ارزش گلها برای او کمتر از ارزش خود باغ است. به طور کلی، شعر احساس ترس و ارزیابی ارزشها را در ارتباط با طبیعت و زیبایی نشان میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در باغ شدم صبوح و گل میچیدم
وز دیدن باغبان همی ترسیدم
شیرین سخنی ز باغبان بشنیدم
گل را چه محل که باغ را بخشیدم