تا شمع تو افروخت پروانه شدم
با صبر ز دیدن تو بیگانه شدم
این شعر درباره عشق و شیفتگی نسبت به محبوب است. شاعر با افروخته شدن شمع محبوب، به پروانهای تبدیل میشود که دور او میچرخد. او از صبر کردن و انتظار برای دیدن محبوب بیگانه شده و گویی چشمان مردم نیز به زیبایی محبوب خیره شدهاند، به حدی که شاعر دیوانهوار به عاشقیش ادامه میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا شمع تو افروخت پروانه شدم
با صبر ز دیدن تو بیگانه شدم
در روی تو بیقرار شد مردم چشم
یعنی که پری دیدم و دیوانه شدم