تا زلف ترا به جان و دل بنده شدیم
چون زلف بس جمع و پراکنده شدیم
این چهار بیت شعر به عشق و وابستگی عمیق سخن میگوید. شاعر بیان میکند که با زیبایی و زلف معشوق، جان و دلش را تسلیم کرده و به حالتهای مختلفی دچار شده است. همچنین، ارواح (احساسات و جانها) در برابر معشوق سجده کرده و بیان میکنند که با حضور او، به فنا رفته و در واقع زنده شدهاند. این شعر نشاندهندهی تأثیر عمیق عشق بر زندگی و وجود انسان است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا زلف ترا به جان و دل بنده شدیم
چون زلف بس جمع و پراکنده شدیم
ارواح ترا سجدهکنان میگویند
چون پیش تو مردیم همه زنده شدیم