تا چند چو دف دست ستمهات خورم
یا همچو رباب زخم غمهات خورم
این ابیات نشاندهنده احساس درد و رنج شاعر در مواجهه با ظلم و دلتنگی است. شاعر از یک سو به این فکر میکند که آیا باید همچون سازهای دیگر تحت فشار و ضربات ظلم و غم قرار بگیرد، و از سوی دیگر به طور صریح اعلام میکند که نمیتواند در نقش نای دیگران قرار گیرد و زخمها و آلامشان را متحمل شود. این احساسات نشاندهنده تنهایی و ناتوانی در مواجهه با مشکلات عاطفی و اجتماعی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تا چند چو دف دست ستمهات خورم
یا همچو رباب زخم غمهات خورم
گفتی که چو چنگ در برت بنوازم
من نای تو نیستم که دمهات خورم