بیگاه شد وز بیگهی من شادم
امشب قنق است یار فرخزادم
شاعر در این شعر به شادی و خوشحالی خود اشاره میکند که ناشی از عشق و وصال یار است. او احساس میکند که شب و روزش در عشق تفاوت پیدا کرده و از این رحمت عشق، فراتر از زمانی که در آن قرار دارد، رهایی یافته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بیگاه شد وز بیگهی من شادم
امشب قنق است یار فرخزادم
روز و شب دیگر است در عشق مرا
من زین شب و زین روز برون افتادم