بخروشیدم گفت خموشت خواهم
خاموش شدم گفت خروشت خواهم
در این شعر، شاعر به دیالوگی بین خود و یک نیروی دیگر اشاره دارد. ابتدا با خروش و صدای بلند به او پاسخ میدهد، اما وقتی آن نیروی دیگر خواستار سکوت او میشود، خاموش میشود. سپس وقتی خواسته میشود که ساکن باشد، او به حرکت درمیآید. این تعامل نشاندهنده نوسانات احساسات و خواستههای درونی شاعر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بخروشیدم گفت خموشت خواهم
خاموش شدم گفت خروشت خواهم
برجوشیدم گفت که نی ساکن باش
ساکن گشتم گفت بجوشت خواهم