با ملک غمت چرا تکبر نکنم
وز غلغلهات چرا جهان پر نکنم
این شعر به ابراز احساس غم و اندوه شاعر از جدایی و عشق میپردازد. شاعر از بزرگمنشی و کرم معشوق سخن میگوید و اینکه چرا باید به خاطر غم او تکبر کند یا دنیا را پر از صدای دلشکستگیاش سازد. او همچنین به این موضوع اشاره میکند که در برابر مهربانی و بزرگی معشوق، شکوه و عظمت خود را ناچیز میبیند و نمیتواند خود را از غم دور کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
با ملک غمت چرا تکبر نکنم
وز غلغلهات چرا جهان پر نکنم
پیش کرم کفت چو دریا کف بود
چون از کف تو کفش پر از در نکنم