باغی که من از بهار او بشکفتم
بشکفت و نمود هرچه من میگفتم
این ابیات به توصیف باغی اشاره دارند که بهار آن به زندگی و شکوفایی بخشیده است. شاعر از زیباییهای این باغ و تأثیرات مثبت آن بر خودش صحبت میکند. او به خاطر خوشحالی و سرمستی ناشی از عشق و خوشبختی، در حالت آرامش و خواب فرو میرود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
باغی که من از بهار او بشکفتم
بشکفت و نمود هرچه من میگفتم
با ساغر اقبال چو کرد او جفتم
سرمست شدم سر بنهادم خفتم