با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
در این ابیات شاعر از درد و رنج به عنوان یک واقعیت زندگی سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که او خود دوای دردهای محبوبش است. او از محبوب میخواهد به دیگران نگاه نکند و به او توجه کند. همچنین، اگر محبوبی کشته شود، او از آن به عنوان شکرگزاری یاد میکند و میگوید که او خونبهای محبوبش است. بنابراین، این ابیات به عشق و فداکاری در روابط عاطفی اشاره دارند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم