ای جان و جهان، جان و جهان گم کردم
ای ماه زمین و آسمان گم کردم
در این شعر، شاعر از احساس profunda گمشدن و حیرت در عشق سخن میگوید. او در پی جان و جهان خود است و از تلاش برای یافتن آنها ناامید شده است. همچنین، او به یاد آوری میپردازد که در مستی عشق، توانایی بازشناسی راه و مسیرش را از دست داده است. به طور کلی، شعر بیانگر عمیقترین احساسات انسانی در مواجهه با عشق و گمشدگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای جان و جهان، جان و جهان گم کردم
ای ماه زمین و آسمان گم کردم
می بر کف من منه بنه بر دهنم
کز مستی تو راه دهان گم کردم