ای از تو برون ز خانهها جای دلم
وی تلخی رنجهات حلوای دلم
در این شعر، شاعر از دلش میگوید که جای او از خانهها دور است و تلخی رنجهای محبوبش زندگیاش را شیرین کرده است. او به محبوبش میگوید که از غم او شکایتی ندارد، اما خوشحال میشود اگر بداند که صدای دلش را میشنود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای از تو برون ز خانهها جای دلم
وی تلخی رنجهات حلوای دلم
ما را ز غمت شکایتی نیست ولیک
خوش آیدم آنکه بشنوی وای دلم