امشب که همی رسد ز دلدار سلام
بر دیده و دل خواب حرامست حرام
شاعر در این شعر از شوق و عشق به محبوب سخن میگوید. او اعلام میکند که با رسیدن شب و سلام دلدار، خواب از چشم و دلش حرام شده است. بوی خوش محبوبش چنان مسحورکننده است که عطار (عطار در اینجا به معنای عطرساز یا کسی که بوی خوش میسازد) از ترس بیخود شدن از زیباییاش، در حال آمادهسازی و نگهداری عطر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
امشب که همی رسد ز دلدار سلام
بر دیده و دل خواب حرامست حرام
ماند به سر زلف تو کز بوی خوشت
میآورد عطار ز بیم از در و بام