از مطبخ غمهاش بلا میرسدم
هر لحظه به صد گونه ابا میرسدم
در این شعر، شاعر از غمها و دردهایی که از مطبخ (پدر معنای خانه) به او میرسد سخن میگوید. هر لحظه با نوعی ترس و ناامیدی روبرو است و بوی جگر سوخته نمادی از درد و رنج اوست. او میپرسد که این غم و اندوه از کجا به سراغش آمده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از مطبخ غمهاش بلا میرسدم
هر لحظه به صد گونه ابا میرسدم
بوی جگر سوخته هر دم زدنی
بر مایدهٔ غم از کجا میرسدم