هم به بر این بت زیبا خوشکست
من نشستم که همین جا خوشکست
در این شعر، شاعر به زیبایی و لذت لحظهها اشاره میکند. او از شوق و خوشی خود در کنار محبوب، موسیقی، شمع و شراب سخن میگوید و میخواهد که هیچکدام از این لذتها را ترک نکند. همچنین به زیبایی محبوبش و تاثیر آن بر خود اشاره کرده و میگوید که در هر صبح از زیبایی او مست میشود. در نهایت، نام شمس تبریز را ذکر کرده و او را نور دلها میداند که همواره با زیبایی گلها در ارتباط است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هم به بر این بت زیبا خوشکست
من نشستم که همین جا خوشکست
مطرب و یار من و شمع و شراب
این چنین عیش مهیا خوشکست
من و تو هیچ از این جا نرویم
پهلوی شکر و حلوا خوشکست
خجل است از رخ یارم گل تر
با چنین چهره و سیما خوشکست
هر صباحی ز جمالش مستیم
خاصه امروز که با ما خوشکست
بجهم حلقهٔ زلفش گیرم
که در آن حلقه تماشا خوشکست
شمس تبریز که نور دلهاست
دایما با گل رعنا خوشکست