آمد بت خوشعربدهٔ مِیکیشم
بنشست چو یک تنگ شکر در پیشم
شاعر در این بیت به توصیف زیباییهای معشوقهاش میپردازد. او میگوید که معشوقه به نزد او آمده و مانند یک تنگ شکر زیبا و دلنشین نشسته است. در آغوش او ساز و زیورهایی وجود دارد و او با شور و شوق، پردهای میزند که حس خوشی و بیقراری را در او ایجاد میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آمد بت خوشعربدهٔ مِیکیشم
بنشست چو یک تنگ شکر در پیشم
در بر بنهاد بربط و ابریشم
وین پرده همی زد که خوش و بیخویشم