گویند مرا چند بخندی ز گزاف
کارت همه عشرتست و گفتت همه لاف
این ابیات بیانگر نوعی نقد و تمسخر است. شاعر به شخصی که به او میخندد، میگوید که زندگیاش فقط در لذتها و حرفهای پوچ خلاصه شده است. او این فرد را به عنکبوتی تشبیه میکند که فقط ظواهر را میتند و حقیقت را نمیشناسد. در نهایت، شاعر اعلام میکند که سیمرغ، نماد شادی و حقیقت، تنها در سر قاف قابل شناسایی است و به نوعی به عمق و فراق از لذتهای سطحی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گویند مرا چند بخندی ز گزاف
کارت همه عشرتست و گفتت همه لاف
ای خصم چو عنکبوت صفرا میباف
سیمرغ طربناک شناسد سر قاف