ای بندهٔ سردی به زمستان چون زاغ
محروم ز بلبل و گلستان ز باغ
در این بیت، شاعر از حالت سرد و بیروحی بندهای در زمستان میگوید که از زیباییها و لذتهای زندگی (مانند بلبل و گلستان) محروم است. او هشدار میدهد که این لحظهی زندگی اگر از دست برود، بازگشت آن بسیار دشوار خواهد بود و انسان باید برای جبران آن تلاش کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای بندهٔ سردی به زمستان چون زاغ
محروم ز بلبل و گلستان ز باغ
دریاب که این دم اگرت فوت شود
بسیار طلب کنی به صد چشم و چراغ