ای چشم بیا دامن خود در خون کش
وی روح برو قماش بر گردون کش
در این شعر، شاعر از چشم و روح خود میخواهد که به سوی عشق و زیبایی بروند. او از آنها میخواهد که از عشق و زیبایی خود دست نکشند و در کنار لعل لب محبوب، هر چه که به آن نزدیک میشود، با احتیاط برخورد کنند تا دچار درد و رنج نشوند. در واقع، شاعر به حساسیت و عمیق بودن احساسات و نیاز به مراقبت در روابط عاشقانه اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای چشم بیا دامن خود در خون کش
وی روح برو قماش بر گردون کش
بر لعل لبت هر آنکه انگشت نهاد
مندیش و زبانش از قفا بیرون کش