از آتش تو فتاده جانم در جوش
وز باده تو شده است جانم مدهوش
در این ابیات شاعر از شدت عشق و احساساتش صحبت میکند. او میگوید که با وجود آتش عشق، جانش در حال جوش و خروش است و با بادهای که از عشق محبوب نوشیده، به حالت مدهوشی رسیده است. همچنین به حسرتی که دارد اشاره میکند، زیرا آرزوی در آغوش گرفتن محبوبش را دارد و این احساسات او را به فریاد و ناله واداشته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از آتش تو فتاده جانم در جوش
وز باده تو شده است جانم مدهوش
از حسرت آنکه گیرمت در آغوش
هرجای کنم فغان و هر سوی خروش