آن دل که من آن خویش پنداشتمش
بالله بر هیچ دوست نگذاشتمش
در این بیت شاعر از احساسات خود نسبت به محبوبش سخن میگوید. او اشاره میکند که دلش را که همیشه متعلق به محبوبش میدانسته، در نهایت برای او رها کرده و حالا به محبوب جدیدی منتقل شده است. شاعر از آن شخص میخواهد که خوب با دلش رفتار کند، چون او هم همیشه آن دل را خوب و عزیز داشته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
آن دل که من آن خویش پنداشتمش
بالله بر هیچ دوست نگذاشتمش
بگذاشت بتا مرا و آمد بر تو
نیکو دارش که من نکو داشتمش