احوال دلم هر سحر از باد بپرس
تا شاد شوی از من ناشاد بپرس
در این ابیات، شاعر از باد میخواهد که حال دلش را هر صبح برای او بگوید تا او نیز از ناراحتیهای شاعر آگاه شود. همچنین، اگر کشتن بیگناهی به نفع کسی باشد، شاعر پیشنهاد میکند که آن شخص از چشمهای کسی که قدرت جادو دارد بپرسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
احوال دلم هر سحر از باد بپرس
تا شاد شوی از من ناشاد بپرس
ور کشتن بیگناه سودات شود
از چشم خود آن جادوی استاد بپرس