صد بار بگفت یار هرجا مگریز
گر بگریزی به جز سوی ما مگریز
در این شعر، معشوق بارها به محبوبش میگوید که هر جا میخواهد برود، فقط به سمت او نرود و اگر ترس از چیزی دارد، بهتر است به صحرا برود و نه به سوی او. به عبارت دیگر، معشوق نمیخواهد که محبوبش از او دور شود، حتی اگر احساس ترس یا نگرانی دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صد بار بگفت یار هرجا مگریز
گر بگریزی به جز سوی ما مگریز
هر گه ز خیال گرگ ترسان گردی
در شهر گریز سوی صحرا مگریز