رباعیات

رباعی شمارهٔ ۹۵۲

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

دل آمد و گفت هست سوداش دراز

شب آمد و گفت زلف زیباش دراز

۲

سرو آمد و گفت قد و بالاش دراز

او عمر عزیز ماست گو باش دراز

بازگشت به سروده‌های مولانا