ای ذره ز خورشید توانی بگریز
چون نتوانی گریخت با وی مستیز
این شعر به ما میگوید که اگر نتوانیم از مشکلات یا سرنوشت خود دور شویم، بهتر است با آن سر و کار نداشته باشیم. شاعر به مقایسهای میپردازد و میگوید که انسان مانند سبو است و قضا و سرنوشت مانند سنگ. پس نباید با سنگ بجنگیم و باید آب وجود خود را هدر ندهیم. در واقع، تلاشی بیفایده برای مقابله با چیزهایی که نمیتوانیم تغییر دهیم، تنها باعث اتلاف انرژی خواهد شد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای ذره ز خورشید توانی بگریز
چون نتوانی گریخت با وی مستیز
تو همچو سبوئی و قضا همچون سنگ
با سنگ مپیچ و آب خود را بمریز