هر دم دل خستهام برنجاند یار
یا سنگدلست یا نمیداند یار
در این شعر، شاعر از رنج و درد دل خود صحبت میکند و احساس میکند که معشوق او را درک نمیکند. او اشاره میکند که هر لحظه دلش از طرف یار آزرده میشود و از طرفی فکر میکند که یار یا سنگدل است یا نمیداند چه بر او میگذرد. شاعر به این نکته اشاره میکند که داستان غمانگیز او را از چشم خود میبیند، اما یار بیاعتنا به آن، توجهی نمیکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر دم دل خستهام برنجاند یار
یا سنگدلست یا نمیداند یار
از دیده به خون نبشتهام قصهٔ خویش
میبیند و هیچ بر نمیخواند یار