مجنون و پریشان توام دستم گیر
سرگشته و حیران توام دستم گیر
شاعر در این شعر از احساس عشق و نیاز به محبت سخن میگوید. او خود را مجنون و پریشان و بیسر و پای توصیف میکند و از معشوق میخواهد که دستش را بگیرد و او را نجات دهد. این بیان احساساتی عمیق از سرگشتگی و نیاز به حمایت و محبت است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مجنون و پریشان توام دستم گیر
سرگشته و حیران توام دستم گیر
هر بیسر و پای دستگیری دارد
من بیسر و بیپای توام دستم گیر