گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر
گفتم جگرم گفت سرابی کم گیر
در این ابیات، گوینده به حالتهای مختلف خود اشاره میکند. هر بار که بخواهد چیزی را طلب کند، یکی از اعضای بدن یا احساساتش به او میگوید که آن چیز را کم بگیرد یا از آن پرهیز کند. این تکرار نشاندهنده تناقض و پیچیدگی احساسات انسانی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر
گفتم جگرم گفت سرابی کم گیر
گفتم که دلم گفت کبابی کم گیر
گفتم که تنم گفت خرابی کم گیر