گفتم بنما که چون کنم بمیر
گفتم که: شد آب روغنم گفت بمیر
در این ابیات، شاعر از طرفی به درد و رنج خود اشاره میکند و از طرف دیگر، از کسی میخواهد که به او کمک کند تا از این وضعیت رهایی یابد. او به نوعی معنای مرگ را مطرح میکند و نشان میدهد که حتی در تلاش برای به دست آوردن زندگی و عشق، پاسخ گوینده او را به مرگ میکشاند. این تضاد بین زندگی و مرگ در اشعار، تأثیرات عاطفی عمیقی را به نمایش میگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم بنما که چون کنم بمیر
گفتم که: شد آب روغنم گفت بمیر
گفتم که شوم شمع من پروانه
ای رو تو شمع روشنم گفت بمیر