چون از رخ یار دور گشتم به بهار
با غم بچه کار آید و عیشم بچه کار
شاعر در این ابیات از دوری از یار و تاثیر آن بر زندگیاش میگوید. او احساس غم و ناامیدی میکند و شادیاش را با مشکلاتی که به وجود آمده، مقایسه میکند. به جای زیباییهای بهار، به تلخی و کاستی اشاره میکند و از خزان به جای بهار سخن میگوید. شاعر همچنین نسبت به بارش باران هم حسرت میخورد و آن را به سنگ بدل میکند، که نشاندهنده سختیها و تلخیهای زندگیاش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون از رخ یار دور گشتم به بهار
با غم بچه کار آید و عیشم بچه کار
از باغ بجای سبزه گو خار بروی
وز ابر بجای قطره گو سنگ ببار