ای دل بگذر ز عشق و معشوق و دیار
گر دیده وری ز هر سه بندی زنار
در این شعر، شاعر به دل میگوید که از عشق و معشوق و سرزمین خود فراتر رود. او توصیه میکند که اگر کسی به دنبال دیدن این سه چیز است، باید از بند آنها رها شود. همچنین، او اشاره میکند که در توبه و بازگشت به خود هیچ نگرانی وجود ندارد، زیرا این فقر و بینیازی از یار و دیگران است. شاعر به نوعی بر اهمیت رهایی از وابستگیها و جستجوی درونی تأکید میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دل بگذر ز عشق و معشوق و دیار
گر دیده وری ز هر سه بندی زنار
در توبهٔ نیستی شو و باک مدار
کاین فقر منزه است ز یار و اغیار