اندیشهٔ دهرت ز چه بگداخت جگر
طبع تو مزاج دهر نشناخت مگر
در این بیت، شاعر با بیان احساس ناراحتی و درد خود از وضعیت دهر و زمان، اشاره میکند که طبیعت انسان نتوانسته است چهره واقعی و سختیهای زندگی را بشناسد. او به این نکته اشاره میکند که پدران نیز در دنیای سخت و پر چالش، فرزندی را به دنیا نیاوردند، انگار که دردمندی و مشکلات زندگی را تجربه نکردهاند. به طور کلی، شعر نشاندهنده ناامیدی و تلخی زندگی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اندیشهٔ دهرت ز چه بگداخت جگر
طبع تو مزاج دهر نشناخت مگر
پندار که نطفهای نینداخت پدر
انگار که گلخنی نپرداخت قدر