هم کفرم و هم دینم و هم صافم و درد
هم پیرم و هم جوان و هم کودک خرد
این بیت بیانگر تناقضات درونی انسان است. شاعر اشاره میکند که همزمان میتواند کافر و مؤمن، صاف و دردمند، پیر و جوان، بلکه حتی کودک باشد. او از دیگران میخواهد که وقتی او میمیرد، او را به عنوان مرده خطاب نکنند، زیرا روح او به زندگی ادامه داده و به دوستش میپیوندد. این شعر بر *پیچیدگی وجود انسانی* و *تداوم زندگی روح* تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هم کفرم و هم دینم و هم صافم و درد
هم پیرم و هم جوان و هم کودک خرد
گر من میرم مرا مگوئید که مرد
کو مرده بدو زنده شد و دوست ببرد