هستی اثری ز نرگس مست تو بود
آب رخ نیستی هم از هست تو بود
این متن به زیبایی عشق و وجود معشوق میپردازد. شاعر میگوید که وجود و هستی او به خاطر آن نرگس خوشنما و مست است. همچنین اشاره میکند که حتی آب و زندگی نیز از وجود معشوق نشأت میگیرد. در نهایت، وقتی که به عمق وجود معشوق نگاه میکند، درمییابد که تمام زیبایی و دستاوردها در واقع از خود او ناشی میشود و همه چیز به او وابسته است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هستی اثری ز نرگس مست تو بود
آب رخ نیستی هم از هست تو بود
گفتم که مگر دست کسی در تو رسد
چون به دیدم که خود همه دست تو بود