رباعیات

رباعی شمارهٔ ۸۵۰

سرودهٔ مولانا
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

هر کو بگشاده گرهی می‌بندد

بر حال خود و حال جهان میخندد

۲

گویند سخن ز وصل و هجران آخر

چیزیکه جدا نگشت چون پیوندد

بازگشت به سروده‌های مولانا