هر عمر که بیدیدن اصحاب بود
یا مرگ بود به طبع یا خواب بود
این شعر به این موضوع میپردازد که زندگی بدون دیدن دوستان و همراهان، به نوعی مرگ یا خواب به حساب میآید. همچنین اشاره میکند که آبی که انسان را تیره میکند، در واقع زهر است، و برعکس، زهر که انسان را صاف و شفاف میکند، میتواند مانند آب باشد. به طور کلی، این اشعار نشاندهنده پیچیدگی و تضادهای احساسات انسانی در ارتباط با دوستان و تنهایی هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر عمر که بیدیدن اصحاب بود
یا مرگ بود به طبع یا خواب بود
آبی که ترا تیره کند زهر بود
زهری که ترا صاف کند آب بود