هر چند دلم رضا او میجوید
او از سر شمشیر سخن میگوید
این شعر بیانگر تضاد عمیقی است بین احساسات و واقعیتهای خشن. شاعر از دلی پر از محبت و آرزو برای محبوب صحبت میکند، در حالی که محبوب از خشونت و جنگ سخن میگوید. خونریزیای که در اثر چنگ زدن به شمشیر به وجود میآید، نشاندهنده درد و رنجی است که در این روابط وجود دارد. بهطوریکه شاعر میخواهد بداند چرا محبوب، با وجود این همه درد، دستش را به خون او آلوده میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر چند دلم رضا او میجوید
او از سر شمشیر سخن میگوید
خون از سر انگشت فرو میچکدش
او دست به خون من چرا میشوید