من بندهٔ یاری که ملالش نبود
کانرا که ملالست وصالش نبود
در این بیت شاعر به بیان حالت عاشقانه خود میپردازد. او میگوید که او در عشقش ملالی ندارد و کسی که در عشق به وصال نرسیده، نیز این احساس را ندارد. همچنین اشاره میکند که وصال (پیوند و نزدیکی) را نمیتوان تنها در خیال جستجو کرد و تا زمانی که عشق وجود نداشته باشد، آبی که از خیال برمیخیزد، تیره و بیمعنا خواهد بود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
من بندهٔ یاری که ملالش نبود
کانرا که ملالست وصالش نبود
گوئیکه خیالست و ترا نیست وصال
تا تیره بود آب خیالش نبود